معنی عمر ازدی
7 بازدید
[ عُ مَ رِ اَ ] (اِخ) ابن محمدبن عبداللََّه. نحوی و لغوی قرن ششم و هفتم هجری. رجوع به عمر شلوبینی شود.[ عُ مَ رِ اَ ] (اِخ) ابن محمدبن یوسف ازدی، مکنی به ابوالحسین. قاضی القضاة عهد المقتدر خلیفهٔ عباسی. وی در علم حدیث و فرایض و حساب و ادب دست داشت. و بسال ۳۲۸ هـ .ق. درگذشت. او راست: ۱ -غریب الحدیث. ۲ -الفرج بعدالشدة. ۳ -مسند. (از الاعلام زرکلی از بغیةالوعاة ص ۳۶۴ و المنتظم ج ۶ ص ۳۰۵).
کلمات همقافیه با «عمر ازدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر