معنی عمرو جرهمی
6 بازدید
[ عَ رِ جُ هُ ] (اِخ) ابن حارث بن مضاض جرهمی. از ملوک قحطان در حجاز در عصر جاهلیت. وی پس از خارج شدن پدرش از مکه بر آنجا دست یافت و اندک زمانی حکومت کرد و در همین شهر درگذشت. (از الاعلام زرکلی از التیجان ص ۲۱۱، و معجم الشعراء مرزبانی ص ۲۰۴).
کلمات همقافیه با «عمرو جرهمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر