معنی عمرو باهلی
5 بازدید
[ عَ رِ هِ ] (اِخ) ابن احمربن عمردبن عامر باهلی، مکنی به ابوخطاب. شاعر مخضرم (از شعرای دورهٔ جاهلیت و اسلام) بود که در حدود نود سال بزیست. وی در غزوات روم شرکت کرد و یکی از چشمانش آسیب دید. سپس به شام رفت و بعد در الجزیرة سکونت گزید. او را مدیحه هایی برای عمر، عثمان، علی (ع) و خالدبن ولید است و یزیدبن معاویه را هجو کرد. عمرو بسال ۶۵ هـ .ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی). رجوع به مآخذ ذیل شود: خزانةالادب بغدادی ج ۳ ص ۳۸. الاصابة. سمطاللآلی ص ۳۰۷. آمدی ص ۳۷. مرزبانی ص ۲۱۴. اغانی ج ۸ ص ۲۳۴.
کلمات همقافیه با «عمرو باهلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر