معنی عمروس
6 بازدید
[ عُ ] (ع اِ) بره. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). برهٔ شیرخواره. (ناظم الاطباء). || (ص) کودک سبکروح گرداندام. (منتهی الارب). کودک فربه و زیبا. (از اقرب الموارد). || شتر کرهٔ فربه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، عَماریس. و گاهی آن را بر عَمارس نیز جمع بندند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عمروس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر