معنی عمرط
6 بازدید
[ عِ رِ / عُ رُ ] (ع ص) دراز. (منتهی الارب). مرد دراز. (از اقرب الموارد).[ عَ مَ رْ رَ ] (ع ص) مرد جوان سبک. || دلیر و سخت. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِ) بلا. (منتهی الارب). بلا و داهیه. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ عَ مَ رْ رَ ] (اِخ) (بنی...) نام بطنی است بزرگ از لخم بن عدی، از زیدبن کهلان، از قحطانیة. (از معجم قبائل العرب از الاشتقاق ابن درید).[ عَ مَ رْ رَ ] (اِخ) (بنی...) نام بطنی است از کندة از قحطانیة، منسوب به عمرطبن غنم. (از معجم قبائل العرب از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «عمرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر