معنی عمج
8 بازدید
[ عَ ] (ع مص) شتاب رفتن. (منتهی الارب). سرعت گرفتن در حرکت. (از اقرب الموارد). زود رفتن. (تاج المصادر بیهقی). || پیچ پیچان رفتن. (منتهی الارب). به چپ و راست پیچیدن در راه. (اقرب الموارد). || شناوری نمودن. این کلمه را مقلوب مَعَج دانسته اند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ عَ مَ / عُ مْ مَ ] (ع اِ) مار. (منتهی الارب). عَومَج. رجوع به عومج شود.
کلمات همقافیه با «عمج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مج» برای سرودن شعر