معنی علی کلبی

معنی علی کلبی

[ عَ یِ کَ ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن ابی الحسین حسنی کلبی مکنی به ابوالقاسم. وی از امیران صقلیة (سیسیل) بود. در سال ۳۶۰ هـ . ق. برادرش احمد که حاکم بر این جزیره بود برای فرماندهی ناوگان المعز فاطمی به مصر رفت و وی به جانشینی او به حکومت نشست و در سال ۳۷۲ هـ . ق. در جنگی که با «اوتون دوم» امپراتور آلمان در نزدیکی صقلیة کرد به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی از اعمال الاعلام ص ۵۱ و البیان المغرب ج ۱ ص ۲۳۸ و ابن خلدون ج ۴ ص ۲۱۰ و المسلمون فی جزیرة صقلیة ص ۱۵۲).
[ عَ یِ کَ ] (اِخ) ابن سلیمان کلبی. مکنی به ابونوفل. محدث است و از ولیدبن مسلم بن نوفل بن ابی عقرب روایت کند. و نیز رجوع به ابونوفل شود.

کلمات هم‌قافیه با «علی کلبی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید