معنی علی کرکی

معنی علی کرکی

[ عَ یِ کَ رَ ] (اِخ) ابن حسین بن عبدالعالی کرکی عاملی. مشهور به محقق ثانی، و محقق کرکی، و شیخ علائی، و مولی مروج. فقیه بود و در ۲۹ ذی حجهٔ سال ۹۴۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- جامع المقاصد فی شرح القواعد، در فقه. ۲- حاشیه بر شرائع. ۳- الرسالة الجعفریة. ۴- الرضا (ع). ۵- صیغ العقود والایقاعات. (از معجم المؤلفین از اعیان الشیعة ج ۴۱ ص ۱۷۴ و روضات الجنات خوانساری ص ۴۰۲ و هدیة العارفین ج ۱ ص ۷۴۴ و فوائدالرضویة ج ۱ ص ۳۰۳ و امل الآمل ص ۴۴۳).
[ عَ یِ کَ رَ ] (اِخ) ابن محمد حر عاملی کرکی. رجوع به علی حر شود.
[ عَ یِ کَ رَ ] (اِخ) ابن هلال کرکی. پدرش مشهور به منشار بوده است. وی فقیه و ساکن اصفهان بود و در سال ۹۸۴ هـ . ق. در آنجا درگذشت و جسدش به مشهد رضا(ع) منتقل شد. او راست: کتاب الطهارة که آن را به فرمان شاه طهماسب نگاشت. (از معجم المؤلفین از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۲ ص ۲۰۰).

کلمات هم‌قافیه با «علی کرکی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید