معنی علی کتامی

معنی علی کتامی

[ عَ یِ کُ ] (اِخ) ابن جعفربن فلاح کتامی. مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن فلاح. از بزرگترین وزرای حکومت الحاکم بامراللََّه فاطمی در مصر بود. وی فرماندهی لشکریان الحاکم را که به شام میرفتند بر عهده داشت. در سال ۴۰۶ هـ . ق. مریض شد و خلیفه به تن خویش به عیادت او رفت. سپس به وزیرالوزراء ذوالریاستین الآمر المظفر قطب الدولة ملقب گردید. و در حال ۴۰۹ هـ . ق. بدست دو سوار ناشناس در قاهره به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی از الاشارة الی من نال الوزارة ص ۳۰).
[ عَ یِ کُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن محمدبن عبدالملک بن یحیی بن ابراهیم حمیری کتامی فاسی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قطان شود.
[ عَ یِ کُ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالملک بن یحیی بن ابراهیم بن یحیی کتامی. مشهور به ابن قطان و مکنی به ابوالحسن. فقیه و اصولی و محدث و از اهالی فاس بود. اصلش از قرطبة است و در سال ۶۲۸ هـ . ق. در سجلماسة درگذشت. او راست: ۱- بیان الوهم و الایهام فی الحدیث. ۲- شرح أحکام عبدالحق. ۳- مقالات فی الاوزان. ۴- النزع فی القیاس. ۵- النظر فی احکام النظر. (از معجم المؤلفین از سیرالنبلاء ذهبی ج ۱۳ ص ۱۹۶ و التکملهٔ ابن أبار ص ۶۸۶ و تذکرةالحفاظ ذهبی ج ۴ ص ۱۹۲ و نیل الابتهاج تنبکتی ص ۲۰۰ و کشف الظنون حاجی خلیفه).

کلمات هم‌قافیه با «علی کتامی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید