معنی علی کازرونی
[ عَ یِ زِ ] (اِخ) ابن عباس بن حسین شیرازی کازرونی. مشهور به حاج مجتهد و متخلص به رحمت. شاعر بود و در ابتدای امر به نجف اشرف رفت و نزد آخوند خراسانی تلمذ کرد و به شیراز بازگشت و در هجدهم رجب سال ۱۳۴۳ هـ . ق. در این شهر درگذشت. او راست: ۱- تقریرات اصول. ۲- دیوان شعر، مشتمل بر اشعار عربی و فارسی که در سال ۱۳۳۶ هـ . ش. در نود صفحه در شیراز به چاپ رسید. ۳- فوائد مشروطیت. (از الذریعه ج ۹ ص ۷۴۳ از فارسنامهٔ ناصری).[ عَ یِ زِ ] (اِخ) ابن محمدبن محمودبن ابی العزبن احمدبن اسحاق بن ابراهیم کازرونی بغدادی شافعی. ملقب به ظهیرالدین. ریاضیدان و فقیه و مورخ و شاعر و لغوی و عالم به علم فرائض بود. تولد او در سال ۶۱۱ هـ . ق. بوده است اما وفاتش را به اختلاف سال ۶۹۷ هـ . ق. و در حدود سال ۷۰۰ هـ . ق. و بعد از سال ۷۰۰ هـ . ق. یاد کرده اند. او راست: ۱- روضةالاریب فی التاریخ، در هفده کتاب. ۲- السیرة النبویة. ۳- کسرالحساب فی الحساب. ۴- المنظومة الاسدیة فی اللغة. ۵- النبراس المضی ء فی الفقه. (از معجم المؤلفین از الدرر الکامنهٔ ابن حجر ج ۳ ص ۱۱۹ و طبقات الشافعیهٔ سبکی ج ۶ ص ۲۴۲ و کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۹۲۳ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۳۲۸ و ج ۲ ص ۷۱۴).
کلمات همقافیه با «علی کازرونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر