معنی علی پیلتن
6 بازدید
[ عَ یِ تَ ] (اِخ) (امیر...) وی از امیرزادگان بود و در دربار سلطان اویس بن شیخ حسن میزیست. وقتی سلطان اویس در سال ۷۵۹ هـ . ق. اخی جوق را در تبریز شکست داد و اخی جوق از آنجا فرار کرد، سلطان اویس این امیرعلی پیلتن را برای جنگ با مخالفان نامزد کرد اما علی پیلتن چون با سلطان نقاری داشت در جنگ تکاهل و سستی کرد و از میدان جنگ گریخت. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «علی پیلتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر