معنی علی نظاری
4 بازدید
[ عَ یِ نَ ظْ ظا ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن محمد نظاری. امیر «بعدان» در یمن. او قلعه ای بنام «جب» داشت که ارتفاع آن مشهور بود. در هنگام فرمانروایی محمودپاشا بر یمن که جباری سرسخت بود، با این علی نظاری از در دشمنی درآمد و در سال ۹۶۹ هـ . ق. مدت هشت ماه قلعهٔ او را محاصره کرد و این محاصره به صلح انجامید به این شرط که «سنجق» ازآن علی نظاری گردد. و محمودپاشا بر این قرارداد سوگند خورد. اما چون علی نظاری با دویست تن از همراهان خویش از قلعه خارج شد محمودپاشا همگی آنان را به قتل رسانید و داخل قلعه گشت و تمام ساکنان آنجا را نیز هلاک کرد. (از الاعلام زرکلی از السنا الباهر).
کلمات همقافیه با «علی نظاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر