معنی علی نجفی
6 بازدید
[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدعلی قمی نجفی. رجوع به علی قمی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن ابی طالب بن عبدالمطلب حسینی همدانی نجفی. رجوع به علی همدانی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن ابی طالب قمی نجفی. متخلص به عارف. رجوع به علی قمی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن احمد عاملی مشهدی غروی نجفی. رجوع به علی عادلی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن جعفربن خضر مالکی جناجی نجفی. رجوع به علی مالکی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن حجةاللََّه بن علی بن عبداللََّه بن حسین بن محمدبن عبدالملک طباطبائی شولستانی غروی نجفی. ملقب به شرف الدین. رجوع به علی طباطبایی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) (سید...) ابن حسن بن سلیمان بن سعدبن فرج اللََّه بن علی بن سعدبن عبداللََّه بن حماد حسینی جزایری نجفی. مشهور به سیدعلی حلو. رجوع به علی جزایری شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن حسین خیقانی حلی نجفی. رجوع به علی خیقاتی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن حسین طریحی نجفی. رجوع به علی طریحی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن خلیل بن ابراهیم بن محمدعلی رازی طهرانی نجفی. رجوع به علی تهرانی (ابن خلیل بن...) شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن شاهمرادبن اسدبن جلال الدین بن حسن طباطبائی حسنی نجفی. رجوع به علی طباطبایی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن عبدالکریم بن علی بن محمدبن علی بن عبدالحمید حسینی علوی نیلی نجفی. مشهور به نسابة و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی نیلی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن محمدبن احمدبن مظفر نجفی. وی فقیه و اصولی بود و در حدود سال ۱۳۱۶ هـ . ق. در نجف درگذشت در حالیکه سن او در حدود ۶۰ سال بود. او را تألیفاتی در فقه است که از آنجمله است: ۱- اراجیزی در فقه و اصول. ۲- حاشیه بر رسائل شیخ مرتضی. و نیز او را اشعاری است. (از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۵ ص ۳۴۵).[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن فتح اللََّه نهاوندی نجفی. رجوع به علی نهاوندی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن محمدبن علی رضوی تبریزی نجفی. مشهور به سیدعلی داماد. رجوع به علی داماد شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن محمدبن محمدتقی بن محمدرضابن مهدی بحرالعلوم طباطبائی نجفی. رجوع به علی طباطبایی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن محمدحسین نجفی زینی. رجوع به علی زینی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن محمد حسینی نجفی. مشهور به حکیم. رجوع به علی حکیم شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن محمدرضابن موسی بن جعفر کاشف الغطاء نجفی. رجوع به علی کاشف الغطاء شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن محمدعلی بن حیدربن شیخ خلیفهٔ مجیراوی شروقی نجفی. رجوع به علی شروقی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن مهدی بن رضابن احمدبن حسین بن حسن طالقانی حسینی نجفی. مشهور به میر حکیم. رجوع به علی طالقانی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن هاشم بن علی رضوی موسوی بغدادی نجفی. رجوع به علی رضوی شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) ابن یاسین رفیش نجفی. از آل عنوز. رجوع به علی رفیش شود.[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) حسینی اشراباذی شیعی. ملقب به شرف الدین. وی در سال ۹۶۵ هـ . ق. در قید حیات بود. او راست: ۱- تأویل الآیات الباهرة فی فضل العترة الطاهرة. ۲- الفروسیة فی شرح الجعفریة. ۳- الکنز الجامع للفوائد النافعة. (از معجم المؤلفین).[ عَ یِ نَ جَ ] (اِخ) خویی. رجوع به علی خویی شود.
کلمات همقافیه با «علی نجفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر