معنی علی نجری
9 بازدید
[ عَ یِ نَ ] (اِخ) ابن احمد صرصری نجری. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی صرصری شود.[ عَ یِ نَ ] (اِخ) ابن محمدبن ابی القاسم بن علی بن ناصر نجری یمنی. وی از فقیهان بشمار میرفت و در سال ۸۲۲ هـ . ق. در قید حیات بود. او راست: شرح بر أزهار. (از معجم المؤلفین از ملحق البدر الطالع زبارة ص ۱۷۱).[ عَ یِ نَ ] (اِخ) ابن محمد نجری یمانی زیدی. مشهور به ابن هطیل. وی ادیب و نحوی بود و در سال ۸۱۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- شرح المفصل زمخشری. ۲- عمدة ذوی الهمم علی الحسبة فی علمی اللسان و القلم. (از معجم المؤلفین از البدر الطالع شوکانی ج ۱ ص ۴۹۳ و هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۲۹).
کلمات همقافیه با «علی نجری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر