معنی علی نجار
5 بازدید
[ عَ یِ نَ جْ جا ] (اِخ) وی پدر خاقانی شاعر مشهور بود و خاقانی این شعر را در مدح وی گفته است: یوسف نجار کیست نوح دروگر که بود تا ز هنر دم زنند بر در امکان او نوح نه بس علم داشت گر پدر من بدی قنطره بستی به علم بر سر طوفان او. (از المعجم فی معاییر اشعار العجم ص ۲۴۰).[ عَ یِ نَ جْ جا ] (اِخ) ابن حسن بن صالح نجار طائفی. پزشک بر روش طب قدیم. وی در سال ۱۲۲۸ هـ . ق. در طائف متولد شد. و در ابتدا شغل نجاری داشت. سپس نزد یکی از اطبای هند طب را آموخت و شروع به معالجهٔ مردم بلاد خود کرد. و در سال ۱۳۱۳ هـ . ق. در طائف درگذشت. او راست: ۱- رساله ای در استخراج ادهان. ۲- رساله ای در استخراج املاح. (از الاعلام زرکلی).[ عَ یِ نَ جْ جا ] (اِخ) ابن محمدبن عامر نجار مصری شافعی. وی فقیه و اصولی و نحوی و مفسر قرن چهاردهم هـ . ق. بود. در عزبةالحرمل از توابع شهر منیه در مصر متولد شد و تحصیلات خود را در ازهر انجام داد. و در سال ۱۳۵۱ هـ . ق. در قاهره درگذشت. او راست: ۱- حاشیه بر شرح اسنوی بر المنهاج، در اصول. ۲- رساله ای در علم اخلاق. ۳- رساله ای در علم وضع. ۴- شرح بیقونیة. ۵- شرح شواهد اشمونی. (از معجم المؤلفین).
کلمات همقافیه با «علی نجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر