معنی علی ناشری
5 بازدید
[ عَ یِ شِ ] (اِخ) ابن أبی بکربن علی بن محمدبن أبی بکربن عبداللََّه بن عمربن عبدالرحمان بن عبداللََّه یمانی زبیدی شافعی. مشهور به ناشری و ملقب به موفق الدین. وی فقیه و مورخ بود و در سال ۷۵۴ هـ . ق. در زبیدی متولد شد و در ۱۵ صفر سال ۸۴۴ هـ . ق. در تعز درگذشت. او راست: ۱- الثمر الیافع. ۲- الجواهر المسمنات فی فروع الفقه الشافعی. ۳- روضةالناظر فی اخبار دولة الملک الناصر. ۴- الفوائد الزوائد. ۵- مختصر فی زیارة النساء للقبور. و نیز او را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین از هدیة العارفین ج ۱ ص ۷۱۸ و ایضاح المکنون ج ۱ ص ۳۴۷ و... و شذرات الذهب ابن عماد ج ۷ ص ۲۵۱ و الضوء اللامع سخاوی ج ۵ ص ۲۰۵).[ عَ یِ شِ ] (اِخ) ابن محمدبن اسماعیل بن ابی بکربن عبداللََّه بن عمربن عبدالرحمان ناشری زبیدی یمانی شافعی. مکنی به ابوالحسن. وی شاعر بود و در اخبار و تاریخ و آداب و سیر پادشاهان اطلاعاتی داشت. و در سال ۸۱۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: الادب السلسل الجاری فی ذکر الجواری. و نیز او را اشعاری است. (از معجم المؤلفین از الضوء اللامع سخاوی ج ۵ ص ۲۹۰).
کلمات همقافیه با «علی ناشری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر