معنی علی میمندی
6 بازدید
[ عَ یِ مَ مَ ] (اِخ) ابن احمد میمندی. مکنی به ابوالحسن. وی از اهالی میمند بود و آن قریه ای است به فارس، نزدیک فیروزآباد. ابوالحسن علی بن احمد وزیر سلطان غازی محمودبن سبکتکین، و نویسنده ای ماهر و مدبر بود و احوال او در تاریخ یمینی آمده است. و ابوبکر ابن العمید این ابیات را در هجو او دارد: یا علی بن احمد لا اشتیاقا و انا المرء لااحب النفاقا لم أزل أکره الفراق إلی أن نلته منک فارتضیت الفراقا حسبنا بالخلاص منک نجاحا و کفی بالنجاة منک خلاقا. (از تاج العروس ذیل مادهٔ مند).
کلمات همقافیه با «علی میمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر