معنی علی میقاتی
5 بازدید
[ عَ یِ می ] (اِخ) (علی صفوت...) ابن محمد خربوطلی میقاتی. رجوع به علی صفوت شود.[ عَ یِ می ] (اِخ) ابن مصطفی دباغ حلبی شافعی. مشهور به میقاتی و مکنی به ابوالفتوح. وی محدث و ادیب و نویسنده و شاعر بود (۱۱۰۴ -۱۱۷۴ هـ . ق.). او راست: ۱- حاشیه بر شرح الدلائل فاسی. ۲- شرح الجامع الصحیح بخاری. و نیز او را اشعاری است. (از معجم المؤلفین).
کلمات همقافیه با «علی میقاتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر