معنی علی منوفی
5 بازدید
[ عَ یِ مَ ] (اِخ) (علی فؤاد...) رجوع به علی فؤاد شود.[ عَ یِ مَ ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن احمدبن عبدالقادربن عثمان منوفی جنوفی. در سال ۸۲۳ هـ . ق. در جنوف متولد شد و در ۸۸۹ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- تلخیص بدایةالهدایهٔ غزالی. ۲- تلخیص شرح تعرف علاء قونوی، در تصوف. (از معجم المؤلفین).[ عَ یِ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن محمدبن محمدبن خلف بن جبریل منوفی مصری شاذلی. ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. وی فقیه و محدث و نحوی و لغوی بود و در سوم ماه رمضان سال ۸۵۷ هـ . ق. در قاهره متولد شد و در چهارم صفر سال ۹۳۹ هـ . ق. در همین شهر درگذشت. او راست: ۱- تحفةالمصلی و شرح آن، در فقه. ۲- شرح آجرومیة، در نحو. ۳- شرح رسالهٔ ابی زید قیروانی، در فقه. ۴- دو شرح بر جامع صحیح بخاری. ۵- شفاءالعلیل فی لغات خلیل. ۶- عمدةالسالک علی مذهب مالک و مختصر آن. (از معجم المؤلفین از فهرس مخطوطات النحو بالظاهریة و نیل الابتهاج تنبکتی ص ۲۱۲ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۵۵۷ و ج ۲ ص ۵۱۴ و الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۶۴).
کلمات همقافیه با «علی منوفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر