معنی علی معافری
7 بازدید
[ عَ یِ مَ فِ ] (اِخ) (شیخ...) ابن سکن معافری. مکنی به ابوالحسن. او راست: ارجوزة فی تعبیر الرؤیا علی صفة خلق الانسان. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۶۲).[ عَ یِ مَ فِ ] (اِخ) ابن لب بن شلبون معافری. مکنی به ابوالحسن. از وزرای اندلس. وی از اهالی بلنسیة بود و والیان آنجا وی را کاتب خویش قرار دادند سپس محمدبن یوسف بن هود در سال ۶۳۵ هـ . ق. وی را به وزارت برگزید و او در سال ۶۳۹ هـ . ق. در مراکش درگذشت. (از الاعلام زرکلی از تحفةالقادم).[ عَ یِ مَ فِ ] (اِخ) ابن محمدبن خلف معافری مالکی. مشهور به ابن قابسی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی (ابن محمدبن...) و نیز به ابن قابسی (ابوالحسن...) شود.
کلمات همقافیه با «علی معافری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر