معنی علی مصنفک
7 بازدید
[ عَ یِ مُ صَ نْ نِ فَ ] (اِخ) ابن محمودبن محمدبن مسعودبن محمودبن محمدبن محمدبن محمدبن عمر شاهرودی بسطامی هروی رازی فخری بکری حنفی. مشهور به مصنفک و ملقب به علاءالدین. وی از مشاهیر علمای عامه و از احفاد فخر رازی بود. نسب او از یک سو به ابوبکر صدیق و از سوی دیگر به عمربن خطاب میرسد. او را در حدیث و تفسیر و فقه حنفی و شافعی و برخی از دانشهای دیگر دستی توانا بود. مصنفک در سال ۸۰۳ هـ . ق. در هرات یا در شاهرود (از مضافات بسطام) متولد شد و در هرات دانش آموخت و در سن هیجده یا بیست سالگی به تألیف و تصنیف پرداخت به همین سبب مشهور به مصنفک شد، چه «ک» علامت تصغیر است. وی در سال ۸۷۱ یا ۸۷۵ هـ . ق. در قسطنطنیه (اسلامبول) درگذشت و در جوار ابوایوب انصاری دفن شد. او را تألیفات بسیاری است که از آن جمله است: ۱- الاحکام و الحدود، در فقه. ۲- انوار الاحداق، به فارسی که آن را برای محمودپاشای وزیر تألیف کرده است. ۳- تحفةالسلاطین، به فارسی، در اخلاق و نصایح که آن را برای الغ بیک نوشته است. ۴- التحفة المحمودیة، به فارسی، در نصایح ملوک و وزراء که آن را نیز به نام الغ بیک وزیر نگاشته است. ۵- التلویح. ۶- حاشیه بر شرح عقاید نسفی، از تفتازانی. ۷- حاشیه بر کشاف زمخشری، در تفسیر. ۸- حاشیه بر مطالع الانوار ارموی، در منطق. ۹- حاشیهٔ مطول. ۱۰- حدائق الایمان لاهل الیقین و العرفان. ۱۱- محمدیة، که تفسیر قرآن کریم است و آن را به امر سلطان محمدخان فاتح هفتمین سلطان عثمانی (۸۵۵-۸۸۶ هـ . ق.) در ادرنه تألیف کرده است و به همین جهت آن را «محمدیه» نامیده است. ۱۲- ملتقی البحرین، که در تفسیر قرآن است. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۳۲) (معجم المؤلفین).
کلمات همقافیه با «علی مصنفک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فک» برای سرودن شعر