معنی علی مروزی
7 بازدید
[ عَ یِ مَ رْ وَ ] (اِخ) ابن اسحاق مروزی. مکنی به ابوالحسن. تابعی بود. و رجوع به ابوالحسن (علی بن...) شود.[ عَ یِ مَ رْ وَ ] (اِخ) ابن حجربن ایاس سعدی مروزی. رجوع به علی سعدی شود.[ عَ یِ مَ رْ وَ ] (اِخ) ابن حسین مروزی حنفی. ملقب به علاءالدین. فقیه متوفی در سال ۴۵۲ هـ . ق. او راست: الجامع فی الفقه. (از هدیة العارفین ج ۱ ص ۶۸۹).[ عَ یِ مَ رْ وَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن مبارک مروزی. مکنی به ابوالحسن. صوفی و شاعر بود و در سال ۵۱۹ هـ . ق. درگذشت. او را قصیده ای است در ظاء و شرح آن. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۳۴۳ و هدیة العارفین ج ۱ ص ۶۹۶).
کلمات همقافیه با «علی مروزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر