معنی علی مرعشی
5 بازدید
[ عَ یِ مَ عَ ] (اِخ) ابن جمال الدین بن محمدابراهیم بن شمس الدین بن مجدالمعالی قوام الدین مرعشی مدارسی. متوفی در سال ۱۳۷۶ هـ . ق. او را تعالیقی است. (از معجم المؤلفین).[ عَ یِ مَ عَ ] (اِخ) ابن حسین حسینی مرعشی. فقیه و محدث و مورخ و نسب شناس و متکلم. متولد در سال ۱۰۳۹ هـ . ق. وی در سال ۱۰۸۱ هـ . ق. درگذشت و در مقبرهٔ علامهٔ حلی در غری دفن شد. او را کتبی در فقه و نسب است و نیز رساله ای در شرح حال بزرگان خاندان خود دارد. (از اعیان الشیعة ج ۴۱ ص ۱۵۲).[ عَ یِ مَ عَ ] (اِخ) (علی نواب...) ابن سلطان العلماء مرعشی فقیه قرن یازدهم هـ . ق. است. او راست: شرح القواعد، در فقه. (از معجم المؤلفین).[ عَ یِ مَ عَ ] (اِخ) ابن فضل اللََّه بن محمد مرعشی شافعی. فقیه بود و در سال ۱۱۳۴ هـ . ق. درگذشت. او راست: مواهب العزیز فی شرح الوجیز للغزالی، در فروع فقه شافعی. (از معجم المؤلفین).[ عَ یِ مَ عَ ] (اِخ) ابن محمدحسین بن محمدعلی بن محمدحسین بن محمدعلی حسینی مرعشی. مفسر و متکلم متوفی در سال ۱۳۴۴ هـ . ق. او راست: ۱- البیان المبرهن فی عرس قاسم بن الحسن. ۲- التبیان فی تفسیر غریب القرآن. ۳- التحفة العلویة. ۴- رسالة فی قاعدة اعراض المالک عن ماله. ۵- شرح الباب الحادی عشر فی الکلام. (از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۲ ص ۴۰).[ عَ یِ مَ عَ ] (اِخ) ابن محمد مرعشی تبریزی. ملقب به شرف الدین و سیدالاطباء. فقیه و طبیب قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم بود که در سال ۱۳۱۶ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- تعلیق بر «رجال ابی علی» یا بر «رجال الکبیر». ۲- حاشیةالجواهر. ۳- حاشیةالقانون، در طب. ۴- حاشیةالمتاجر، در فقه. ۵- ذیل بر عمدة الطالب. ۶- قانون العلاج. (از مصنفی علم الرجال آقابزرگ طهرانی ص ۳۱۲) (معجم المؤلفین ج ۷).
کلمات همقافیه با «علی مرعشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر