معنی علی مرداوی

معنی علی مرداوی

6 بازدید
[ عَ یِ مَ ] (اِخ) ابن سلیمان بن احمدبن محمد سعدی صالحی حنبلی مرداوی. مکنی به ابوالحسن و ملقب به علاءالدین. فقیه و محدث و اصولی بود و در سال ۸۱۷ هـ . ق. در شهر «مردا» از شهرهای فلسطین متولد شد سپس به قاهره و از آنجا به دمشق رفت و در این شهر در جمادی الاولای سال ۸۸۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- الانصاف فی معرفة الراجح من الخلاف. ۲- تحریرالمنقول فی تمهید علم الاصول، که شرحی نیز بر آن نوشته است و آن را التحبیر فی شرح التحریر نامیده است، در دو مجلد. ۳- التنقیح المشبع فی تحریم المقنع فی اصول الفقه. ۴- کنوزالحصون المعدة الواقیة من کل شدة فی الاحادیث الواردة فی الاسم الاعظم. ۵- المنهل العذب القریر فی مولد الهادی البشیر النذیر (ص). (از معجم المؤلفین از المنهج الاحمد ص ۵۰۹ و الضوء اللامع سخاوی ج ۵ ص ۲۲۵ و شذرات الذهب ابن عماد ج ۷ ص ۳۴۰ و البدر الطالع شوکانی ج ۱ ص ۴۴۶ و کشف الظنون ص ۳۵۷).

کلمات هم‌قافیه با «علی مرداوی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید