معنی علی مدنی
7 بازدید
[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمد زهری شروانی مدنی نقشبندی حنفی. ملقب به اکمل الدین. رجوع به علی شروانی شود.[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن ابی الحسن سندی مدنی. ملقب به نورالدین. رجوع به علی سندی شود.[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن جعفربن محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب مدنی. وی فقیه و ساکن «عریض» از نواحی مدینه بود و در سال ۲۱۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- کتابی در حلال و حرام. ۲- کتاب المناسک. (از معجم المؤلفین از الفهرست طوسی ص ۸۷ و کتاب الرجال نجاشی ص ۱۷۶ و منتهی المقال ابوعلی ص ۲۰۹ و تنقیح المقال مامقانی ج ۲ ص ۲۷۲).[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن حسن بن علی بن شدقم بن ضامن بن محمد حمزی حسنی مدنی. ملقب به زین الدین. رجوع به علی شدقمی شود.[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن حسن برزنجی مدنی شافعی. رجوع به علی برزنجی شود.[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن خلیل مرصفی یا مرصفاوی مصری مدنی شافعی. ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مرصفی شود.[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن ظاهر وتری حسنی مدنی. ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. محدث بود. در سال ۱۲۶۱ هـ . ق. در مدینه متولد شد و در همانجا در ۲۹ جمادی اولای سال ۱۳۲۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- التحفة المدنیة فی المسلسلات الوتریة. ۲- رسالة فی الکلام علی قول الغزالی لیس فی الامکان ابدع مماکان. (از معجم المؤلفین).[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن محمدبن ابی القاسم بن محمدبن فرحون تونسی مدنی مالکی. ملقب به ابوالحسن و مشهور به ابن فرحون. رجوع به علی تونسی شود.[ عَ یِ مَ دَ ] (اِخ) ابن محمدبن علی زهری شروانی مدنی حنفی. رجوع به علی شروانی شود.
کلمات همقافیه با «علی مدنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر