معنی علی لخمی
6 بازدید
[ عَ یِ لَ ] (اِخ) ابن انجب ابی المکارم المفضل بن ابی الحسن علی بن ابی الغیث مفرج بن حاتم بن حسن بن جعفربن ابراهیم بن حسن لخمی مقدسی اسکندرانی مالکی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مقدسی شود.[ عَ یِ لَ ] (اِخ) ابن عطیةبن مطرف بن سلمهٔ لخمی بلنسی. مشهور به ابن زَقّاق و مکنی به ابوالحسن. شاعر بود و نزد محمد بطلیوسی به تلمذ پرداخت و بسیاری از بزرگان را مدح کرد. وی در حدود سال ۵۳۰ هـ . ق. درگذشت. سال وفات او را ۵۲۸ هـ . ق. نیز گفته اند و سن او کمتر از چهل سال بود. او را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین از فهرس المؤلفین بالظاهریة و التکملهٔ ابن أبار ص ۶۶۳). و نیز رجوع به ابن زقاق شود.[ عَ یِ لَ ] (اِخ) ابن محمد ربعی. مشهور به لخمی و مکنی به ابوالحسن. فقیه بود و در صفاقس سکونت داشت و در سال ۴۹۸ هـ . ق. درگذشت. او راست: التبصرة که تعلیقی است مفصل بر المدونة. (از معجم المؤلفین از الدیباج ابن فرحون ص ۲۰۳ و الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۴۸).[ عَ یِ لَ ] (اِخ) ابن محمد لخمی اشبیلی مغربی اندلسی مالکی. مکنی به ابوالحسن. وی از مورخان بشمار می رفت و در سال ۹۲۳ هـ . ق. در قید حیات بود. او راست: الدرالمصان فی سیرةالمظفر سلیم خان العثمانی. (از معجم المؤلفین).[ عَ یِ لَ ] (اِخ) ابن مفضل بن علی بن مفرج بن حاتم بن حسن بن جعفر لخمی مقدسی اسکندرانی مالکی. مکنی به ابوالحسن و ملقب به شرف الدین. رجوع به علی مقدسی شود.[ عَ یِ لَ ] (اِخ) ابن موسی بن عبداللََّه لخمی بسطی. مشهور به قرباقی. فقیه بود و به احوال عرب و نسب های ایشان اطلاع داشت. وی در دهم صفر سال ۸۴۲ هـ . ق. درگذشت. (از معجم المؤلفین از نیل الابتهاج تنبکتی ص ۲۰۷).[ عَ یِ لَ ] (اِخ) ابن یوسف بن حریز (یا جریر)بن فضل بن معضادبن فضل لخمی شطنوفی شافعی. ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی شطنوفی شود.
کلمات همقافیه با «علی لخمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر