معنی علی قونوی
[ عَ یِ نَ ] (اِخ) ابن اسماعیل بن یوسف قونوی تبریزی شافعی. ملقب به علاءالدین و مکنی به ابوالحسن. وی فقیه و متکلم و اصولی و ادیب و صوفی بود. در سال ۶۶۸ هـ . ق. در قونیه متولد شد. سپس به قاهره و از آنجا به دمشق رفت. و امر قضا را در شام عهده دار شد. و در ذی القعده یا شوال سال ۷۲۹ هـ . ق. در دمشق درگذشت. او راست. ۱- التعرف لمذهب التصوف للکلابادی. ۲- الشافی فی الاصول. ۳- شرح الحاوی الصغیر فی فروع الفقه الشافعی. ۴- مختصر منهاج الدین للحلیمی فی شعب الایمان. ۵- مصنف فی حیاة الانبیاء. و نیز او را اشعاری است. (از معجم المؤلفین). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: کشف الظنون ج ۱ ص ۴۱۱ و ۴۲۰ و... هدیة العارفین ج ۱ ص ۷۱۷. الدرر الکامنة ص ۲۴. طبقات الشافعیهٔ سبکی ص ۱۴۴. تاریخ ابن وردی ج ۲ ص ۲۹۱. البدایهٔ ابن کثیر ج ۱۴ ص ۱۴۷.[ عَ یِ نَ ] (اِخ) ابن صدری قونوی. ملقب به بدرالدین. صوفی بود و در سال ۱۲۱۶ هـ . ق. درگذشت. او راست: کشف الاسرار فی شرح الطریقة المحمدیة، در وعظ و ارشاد. (از معجم المؤلفین).
کلمات همقافیه با «علی قونوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر