معنی علی قهستانی

معنی علی قهستانی

[ عَ یِ قُ هِ ] (اِخ) (خواجه...) وی ملقب به علاءالدین بود و اصلش از قهستان است سپس به خوارزم رفت و به ملازمت در گاه امیرتیمور گورکانی پرداخت و منصب خازنی او را به عهده گرفت. پس از درگذشت امیرتیمور، عمال دیوان میرزا شاهرخ شروع به محاسبهٔ خزانه کردند و مبلغ دوهزار تومان کسری یافتند و میرزا شاهرخ خواجه علی را به این علت به زندان افکند. وی را فرزندی بود به نام نعیم الدین نعمةاللََّه، که با آنکه در علم سیاق و حساب تبحر زیاد نداشت توانست اشتباه بودن این محاسبه را درک کند و مبلغ کسری را به دویست تومان برساند. چون میرزا شاهرخ بر این امر آگاه شد خواجه علی را عفو کرد و این فرزند او بدین وسیله به دربار میرزا شاهرخ وارد شد. (از دستورالوزراء خوندمیر ص ۳۷۲).
[ عَ یِ قُ هِ ] (اِخ) ابن حسن قهستانی. مکنی به ابوبکر و ملقب به عمیدالملک. عارض سپاه سلطان محمود غزنوی، و ندیم و رئیس دارالانشاء محمدبن محمود غزنوی. وی شخصی کریم و شوخ طبع و از بزرگان فضلا و ادبای خراسان بود. و او را اشعار بسیاری در مدح محمدبن محمود است. و در حدود سال ۴۲۰ هـ . ق. به بغداد رفت و القادرباللّه و کاتب او عمیدالرؤساء ابوطالب بن ایوب کاتب را مدح گفت. وی بعدها به خدمت سلاجقه پیوست و در سال ۴۳۱ هـ . ق. در آن دولت به مقامات جلیل رسید. ابوبکر علی قهستانی از ممدوحین فرخی شاعر نیز بوده است فرخی چند قصیده در مدح او دارد. سوزنی در حق فرخی و این ممدوح گوید: فرخی هندی غلامی از قهستانی بخواست سی غلام ترک دادش خوش لقا و خوش کلام. (از دیوان فرخی سیستانی چ دبیرسیاقی ص ۳۱) (از معجم الادباء یاقوت چ مصر ج ۱۳ ص ۲۱). و نیز رجوع به ابوبکر (علی بن حسن...) شود.
[ عَ یِ قُ هِ ] (اِخ) ابن حسین قهستانی. مکنی به ابوبکر. وی شاعری ایرانی بود و او را در هر دو زبان فارسی و عربی شعر است. این بیت از او در الجماهر بیرونی منقول است: کذا الیواقیت فیما قدسمعت به من طول تأثیر جرم الشمس فی الحجر. و این بیت او در امثال و حکم دهخدا ذیل «الجنون فنون» آمده است: تذکر نجداً و الحدیث شجون و جن اشتیاقاً و الجنون فنون. رجوع به الجماهر بیرونی چ حیدرآباد ص ۸۱ و امثال و حکم دهخدا ج ۱ ص ۲۴۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «علی قهستانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید