معنی علی قمی

معنی علی قمی

[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدعلی قمی نجفی. وی از فقها بود. در رمضان سال ۱۲۸۳ هـ . ق. متولد شد و در ۲۲ جمادی الثانیهٔ سال ۱۳۷۱ هـ . ق. درگذشت و در مقبرهٔ شیخ نصراللََّه حویزی دفن گردید. او راست: ۱- تنویرالمرآة، در شرح رجال اسانید کافی. ۲- شرح تبصره، در فقه. ۳- شرح المبتدی و رافع الغواشی عن بعض شبهات الحواشی. ۴- شرح هدایةالامة. (از معجم المؤلفین از اعیان الشیعة ج ۴۱ ص ۳۴) (از مصنفی علم الرجال آقابزرگ ص ۳۲۹).
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن ابراهیم بن هاشم قمی. مکنی به ابوالحسن و مشهور به شیخ اقدم. مفسر و فقیه و اخباری بود و در سال ۳۲۹ هـ . ق. درگذشت. کلینی نزد وی تلمذ کرده است. او راست: ۱- اخبار القرآن و روایاته. ۲- تفسیرالقرآن. ۳- کتاب الشرائع. ۴- کتاب الحیض. ۵- الناسخ و المنسوخ. (از معجم المؤلفین از الفهرست ابن الندیم ج ۱ ص ۲۲۲ و الفهرست طوسی ص ۸۹ و معجم الاطباء ج ۱۲ ص ۲۱۵ و کتاب الرجال نجاشی).
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن ابی طالب قمی نجفی. متخلص به عارف. از شعرای معاصر و ساکن نجف اشرف بود که به قصد معالجهٔ امراض مزمنی که او را درگیر شده بود آن شهر را ترک گفت و در حدود سال ۱۳۲۵ هـ . ق. در گیلان درگذشت. او را دیوان شعری است به عربی. و نیز دیوانی به زبان فارسی دارد که شامل رباعیات اوست لذا آن را «طومار رباعیات» نامیده است. و آن در دو جلد است یکی در توحید و عرفان، و دیگری در مناجات و اخلاق. (از الذریعه ج ۹).
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن حسین بن موسی بن بابویه قمی. مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن بابویه. رجوع به ابن بابویه و علی (ابن حسین بن...) شود.
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن حسین قمی شیعی. ملقب به نورالدین. وی در سال ۹۷۲ هـ . ق. در قید حیات بود. او راست: نهایةالآمال فی ترتیب خلاصةالاقوال. (از معجم المؤلفین).
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن حیدربن علی منعل قمی. ملقب به نورالدین. متوفی در حدود سال ۹۸۰ هـ . ق. او راست: ۱- شرح مبادی الوصول علامة. ۲- نهایة الآمال فی ترتیب خلاصةالاقوال ابن مطهر، در علم رجال. (از معجم المؤلفین از هدیة العارفین ج ۱ ص ۷۴۹) (از مصنفی علم الرجال آقابزرگ طهرانی ص ۲۷۹).
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن صفدربن صالح رضوی قمی کشمیری. رجوع به علی رضوی شود.
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن عبیداللََّه بن حسن بن حسین بن بابویه قمی رازی. محدث و حافظ و راوی و مورخ و فقیه بود. وی در سال ۵۰۴ هـ . ق. متولد شد و وفات او پس از سال ۵۸۵ هـ . ق. بوده است. او راست: ۱- تاریخ مشایخ الشیعة و مصنفیهم. ۲- کتاب الاربعین عن الاربعین من الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام. (از معجم المؤلفین).
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن محمدبن علی خزاز رازی قمی. مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی خزاز شود.
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) ابن موسی بن یزداد (یا یزید) قمی نیشابوری حنفی. مکنی به ابوالحسن. وی فقیه و اصولی و محدث و جهانگرد و مفسر بود. اصل او از عراق بود و در نیشابور سکونت گزید و عمری طولانی کرد و در سال ۳۰۵ یا ۳۵۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- اثبات القیاس والاجتهاد و خبرالواحد. ۲- أحکام القرآن. ۳- شرح الجامع الکبیر شیبانی. ۴- کتاب فی بعض ما خالف فیه الشافعی العراقیین. (از معجم المؤلفین).
[ عَ یِ قُ / قُ مْ می ] (اِخ) شهریاری. رجوع به علی شهریاری شود.

کلمات هم‌قافیه با «علی قمی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید