معنی علی قلندر
[ عَ یِ قَ لَ دَ ] (اِخ) (امیر...) میکائیل. وی از امرای سلطان طاهر حاکم حله بود. و چون پدرش سلطان احمد از بغداد نزد او آمد وی از پدر بترسید و با امرای خود که از جملهٔ آنها امیرعلی قلندر میکائیل بود یاغی گشت و از آب بگذشت و سلطان احمد از قرایوسف کمک خواست و در جنگی که بین قرایوسف و سلطان احمد با سلطان طاهر در گرفت طاهر شکست خورد و بقتل رسید. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۵۱۶ شود.
کلمات همقافیه با «علی قلندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر