معنی علی قرط اندکانی
[ عَ یِ قَ طِ اَ دُ ] (اِخ) یکی از شعرای قرن چهارم و پنجم هـ . ق. است و ابیات ذیل از وی در لغت فرس اسدی (چ عباس اقبال) به عنوان شاهد آمده است: ذیل لغت «پالیک» بمعنی پای افزار: از خز و پالیک آنجای رسیدم که همی موزهٔ چینی میخواهم و اسب تازی. ذیل لغت «زُفت» بمعنی بخیل: از لئیمان به طبع ممتازی از خسیسان به عقل بی جفتی منظرت به ز مخبرست پدید که بتن زَفتی و بدل زُفتی. ذیل لغت «غراشیده» به معنی خشم گرفته: درآمد ز درگاه من آن نگار غراشیده و رفته زی کارزار. ذیل لغت «غوره» به معنی حصرم: برفتم به رز تا بیارم کنشتو چه سیب و چه غوره چه امرود و آلو. ذیل لغت «غوشا» به معنی سرگین گاو و گوسفند: رو همان پیشه که کردی پدرت هیزم آور ز رز و چین غوشا. ذیل لغت «فلج» بمعنی غلق: در بفلجم کرده بودم استوار وز کلیدانه فروهشته مدنگ. ذیل لغت «ماکول» بمعنی گلوبنده و قوی اندام و کارکن: قلیه کردم زود و آوردمش پیش تا بخوردند آن دو ماکول نهنگ.
کلمات همقافیه با «علی قرط اندکانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر