معنی علی قرافی

معنی علی قرافی

[ عَ یِ قَ ] (اِخ) ابن احمد قرافی انصاری مصری شافعی. متوفی در حدود سال ۹۴۰ هـ . ق. او راست: ۱- الجواهر المکللة. ۲- الصوارم الهندیة. ۳- نفحات العبیر الساری. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۳).
[ عَ یِ قَ ] (اِخ) ابن عبدالقادربن محمد قرافی قاهری نقاش. ملقب به نورالدین. رجوع به علی نقاش شود.
[ عَ یِ قَ ] (اِخ) ابن عثمان بن نصر قرافی. مکنی به ابوالحسین. از متصوفهٔ مشهور قرن چهارم هـ . ق. وی زمان خلافت المقتدر باللّه و برخی دیگر از خلفای عباسی را دریافت و خود در دمیاط مصر میزیست و شاگرد ابوالحسن صائغ دینوری و ابوالخیر میناتی بود. او در سال ۳۸۰ هـ . ق. در سن ۱۱۰سالگی درگذشت. و او را کراماتی است که در نامهٔ دانشوران منقول است. رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۳ ص ۹۸ و ج ۲ ص ۳۹۴ ذیل ترجمهٔ ابوسلیمان نیلی شود.

کلمات هم‌قافیه با «علی قرافی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید