معنی علی فرغانی
[ عَ یِ فَ ] (اِخ) ابن ابی بکربن عبدالجلیل فرغانی مرغینانی حنفی. ملقب به برهان الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مرغینانی شود.[ عَ یِ فَ ] (اِخ) ابن عثمان بن محمد اوسی (در برخی نسخ: اوشی). ملقب به سراج الدین. ادیب و شاعر متوفی در سال ۵۶۹ هـ . ق. او راست: ۱- قصیدهٔ لامیه، در اصول دین. ۲- مختلف الروایة، که شرح منظومهٔ عمر نسفی است در خلاف. ۳- مشارق الانوار فی شرح نصاب الاخبار لتذکرةالاخیار. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۵۲۶ و... الجواهر المضیئه قرشی ج ۱).[ عَ یِ فَ ] (اِخ) ابن مسعود فرغانی. مکنی به ابوسعد و ملقب به کمال الدین. او راست: المستوفی فی النحو. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۶۷۵).
کلمات همقافیه با «علی فرغانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر