معنی علی فالی

معنی علی فالی

[ عَ یِ ] (اِخ) ابن احمدبن سلک فالی. مکنی به ابوالحسن و مشهور به مؤدب. وی از اهالی «قالة» بود که شهری در نزدیکی «ایدج» است آنگاه به بصره منتقل شد و نزد عمربن عبدالواحد هاشمی درس خواند سپس به بغداد رفت و در ذیقعدهٔ سال ۴۴۸ هـ . ق. درگذشت و در مقبرهٔ جامع منصور دفن گردید. او را اشعاری است. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۵ ص ۸۲).
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن احمدبن علی بن سلیمان فالی. مکنی به ابوالحسین. محدث و مؤدب بود و در ذی حجهٔ سال ۴۴۸ هـ . ق. درگذشت. او راست: کتاب الاستقامة. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون ص ۱۳۸۹ و ایضاح المکنون ج ۲ ص ۲۶۶ و هدیة العارفین ج ۱ ص ۶۸۸).

کلمات هم‌قافیه با «علی فالی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید