معنی علی غزولی

معنی علی غزولی

[ عَ یِ غُ زْ وَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بهائی دمشقی غزولی. ملقب به علاءالدین. رجوع به «غزولی» و علی بهایی شود.
[ عَ یِ غُ زْ وَ ] (اِخ) ابن یوسف بن احمد مصری مکی یمنی شافعی. مشهور به غزولی. وی فقیه و اصولی و نحوی و عالم فرایض و شاعر بود و در مکه اقامت داشت و وفات او اندکی پس از سال ۸۶۰ هـ . ق. روی داد. او راست: ۱- الایجاز اللامع علی جمع الجوامع سبکی. ۲- زبدة الفرائض. ۳- شرف العنوان، مشتمل بر پنج علم. ۴- منظومةالحجة علی البهجة، در نحو. (از معجم المؤلفین از الضوءاللامع سخاوی ج ۶ ص ۵۱).

کلمات هم‌قافیه با «علی غزولی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید