معنی علی عبسی
5 بازدید
[ عَ یِ عَ بَ ] (اِخ) ابن افلح بن محمد عبسی. مکنی به ابوالقاسم. شاعر بود و خلفا را مدح کرد. او را نوادر بسیاری است. وی از بغداد به شام فرار کرد و سپس به بغداد بازگشت و در ۲ شعبان سال ۵۵۳ هـ . ق. درگذشت. تولد او در سال ۴۴۳ بوده است. او را دیوان شعر و دیوان رسائل است. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون ص ۷۶۴ وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۱ ص ۴۵۵ و ذیل تاریخ بغداد ابن نجار ج ۱۰ ص ۱۸۸ والوافی صفدی ج ۱۲ ص ۹).[ عَ یِ عَ بَ ] (اِخ) ابن حسین بن علی عبسی. مشهور به ابن کوچک وراق. ادیب بود و در مصر تحصیل کرد و ساکن شام و ساحل شد. وی در سال ۳۹۴ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- اعزالمطالب الی اعلی المراتب فی الزهد. ۲- کتاب الطنبوریین. (از معجم المؤلفین از معجم الادباء ج ۱۳ ص ۱۵۷ و ایضاح المکنون ج ۱ ص ۱۰۰ و هدیة العارفین ج ۱ ص ۶۸۶).[ عَ یِ عَ بَ ] (اِخ) ابن حسین بن علی عبسی فراء. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی فراء شود.[ عَ یِ عَ بَ ] (اِخ) ابن عبیداللََّه عبسی. مکنی به ابوعاصم. از روات حدیث بود و ثوروی و ابوادریس از وی روایت کردند. و نیز رجوع به ابوعاصم عبسی شود.
کلمات همقافیه با «علی عبسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر