معنی علی طوسی
7 بازدید
[ عَ یِ ] (اِخ) ملقب به علاءالدین. متوفی در ۸۶۰ هـ . ق. رجوع به علاءالدین طوسی شود.[ عَ یِ ] (اِخ) ابن احمد اسدی طوسی. مکنی به ابونصر. شاعر مشهور. رجوع به اسدی (علی بن احمد...) شود.[ عَ یِ ] (اِخ) ابن اسحاق طوسی. وی پدر خواجه نظام الملک و از عمال دیوان سلجوقیان بود و به سخاوت و کرم و مروت شهرت داشت. اما صاحب جامع التواریخ جلالی گوید که پدر خواجه نظام الملک «محمد» نام داشت. (از حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۴۹۴) (دستورالوزراء خوندمیر ص ۱۵۰).[ عَ یِ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن سنان طوسی تیمی. مکنی به ابوالحسن. از بزرگان علمای کوفه. رجوع به طوسی (ابوالحسن علی...) و معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۵ ص ۲۲۹ شود.[ عَ یِ ] (اِخ) ابن محمدبن رضابن محمدبن حمزهٔ حسینی موسوی طوسی. مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن دفترخوان. ادیب و شاعر بود و در چهارم صفر سال ۵۸۹ هـ . ق. در حماة متولد شد و سپس به اربل در بغداد سفر کرد و در چهارم ربیع الآخر سال ۶۵۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- الطلایع. ۲- کتاب شاهنار، که سؤالات و جوابهایی است به نظم بین دو حکم الهی و طبیعی. ۳- مبارز الاقران فی تخمیس المعلقات، در مدح اهل بیت. ۴- المجلی. ۵- ناصرالحق. (از معجم المؤلفین از الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۶۵ والنجوم الزاهرهٔ ابن تغری بردی ج ۷ ص ۵۷ و اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۲ ص ۲۶).
کلمات همقافیه با «علی طوسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر