معنی علی طبری
7 بازدید
[ عَ یِ طَ بَ ] (اِخ) ابن سهل بن ربن طبری. مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن ربن و علی (ابن سهل...) شود.[ عَ یِ طَ بَ ] (اِخ) ابن عبدالقادربن محمدبن محمدبن یحیی بن مجدالدین طبری حسینی شافعی مکی. مورخ بود و در سال ۱۰۷۰ هـ . ق. در مکه درگذشت. او راست: ۱- الارج المسکی و التاریخ المکی فی اخبار البلد الامین و تراجم الملوک و الخلفاء. ۲- الاقوال المعلمة فی وقوع الکعبة المعظمة. ۳- تحفةالکرام باخبار عمارة السقف والباب من البیت الحرام. ۴- شن الغارة علی مانع نصب الستارة. ۵- منظومه ای بنام شرح الصدور و تنویرالقلوب. (از معجم المؤلفین به نقل از خلاصة الاثر محیی ج ۳ ص ۱۶۱ و هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۵۹ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۵۷ و...).[ عَ یِ طَ بَ ] (اِخ) ابن قاسم طبری. ادیب بود و در حدود سال ۶۸۳ هـ . ق. درگذشت. او راست: شرح لامیةالعجم طغرائی، که آن را «حل المبهم و المعجم فی شرح لامیةالعجم» نامیده است. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۵۳۸).[ عَ یِ طَ بَ ] (اِخ) ابن محمدبن مهدی طبری اشعری. مکنی به ابوالحسن. محدث و فقیه و مفسر و اخباری بود، و در سال ۳۲۴ هـ . ق. در قید حیات بوده است. وی در بصره نزد ابوالحسن اشعری تحصیل کرد و در حدود سال ۳۸۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: مشکلات الاحادیث الواردة. (از معجم المؤلفین از الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۹۰ و طبقات الشافعیهٔ سبکی ج ۲ ص ۳۱۲).
کلمات همقافیه با «علی طبری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر