معنی علی صنهاجی
7 بازدید
[ عَ یِ صُ ] (اِخ) ابن سعیدبن حمامهٔ صنهاجی (شیخ...) او راست: البیان فی معرفة الاوزان. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۲۶۴).[ عَ یِ صُ ] (اِخ) ابن یحیی بن تمیم بن معز صنهاجی. از امرای افریقیه. وی امیری شجاع و باحزم و دوراندیش بود و در سال ۵۰۹ هـ . ق. پس از وفات پدرش به امارت رسید و به «مهدیة» رفت و در آنجا اقامت گزید و تونس را نیز که در دست یکی از امرا بود تسخیر کرد و خیال داشت که با «روجردوم» امیر صقلیة (سیسیل) نیز بجنگد که مرگ او را مهلت نداد و در سال ۵۱۵ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی از الخلاصةالنقیة ص ۵۰ و ابن الوردی ج ۲ ص ۲۸ و ابن خلدون ج ۶ ص ۱۶۱ و البیان المغرب ج ۱ ص ۳۰۶ و اعمال الاعلام ص ۳۳).[ عَ یِ صُ ] (اِخ) ابن یحیی بن قاسم صنهاجی جزیری. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی جزیری شود.
کلمات همقافیه با «علی صنهاجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر