معنی علی صالحی
6 بازدید
[ عَ یِ لِ ] (اِخ) ابن آیبک ترکمانی صالحی. ملقب به نورالدین و ملقب به منصور. دومین تن از ممالیک بحری در مصر و شام. رجوع به علی بحری (ابن آیبک...) شود.[ عَ یِ لِ ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن سلیمان بن حمزهٔ مقدسی صالحی حنبلی. ملقب به فخرالدین. رجوع به علی صالحی شود.[ عَ یِ لِ ] (اِخ) ابن سلیمان بن احمدبن محمد سعدی صالحی حنبلی مرداوی. مکنی به ابوالحسن و ملقب به علاءالدین. رجوع به علی مرداوی شود.[ عَ یِ لِ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالحمید هیتی بغدادی دمشقی صالحی. رجوع به علی هیتی شود.[ عَ یِ لِ ] (اِخ) ابن محمدبن علی بن سلیم دمشقی صالحی شافعی سلیمی. ملقب به علاءالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی سلیمی شود.[ عَ یِ لِ ] (اِخ) مالکی. متوفی در سال ۱۳۲۴ هـ . ق. او راست: رسالة فی تحقیق مبادی ءالعلوم الاحد عشرالمستعملة فی الازهر و بها الامتحان. (از معجم المؤلفین از معجم المطبوعات سرکیس ص ۱۳۶۴ و فهرس الازهریة ج ۶ ص ۱۹۲).
کلمات همقافیه با «علی صالحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر