معنی علی شیحی
7 بازدید
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم بن عمربن خلیل شیحی بغدادی. مکنی به ابوالحسن و ملقب به علاءالدین. مفسر و فقیه و محدث و مورخ بود. در سال ۶۷۸ هـ . ق. در بغداد متولد شد و به دمشق رفت و متولی خزانةالکتب (کتابخانه) در سمیساطیة شد و در سال ۷۴۱ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- الروض و الحدائق فی تهذیب سیرة خیرالخلائق محمد المصطفی سید اهل الصدق و الوفا. ۲- شرح عمدةالاحکام حافظ عبدالغنی، که آن را «عمدة الافهام فی شرح الاحکام» نامیده است. ۳- لباب التأویل فی معانی التنزیل، در تفسیر. ۴- مقبول المنقول، در ده مجلد، که آن جمع بین مسند شافعی و احمد و ستة و موطأ و دارقطنی است. شیحی منسوب است به «شیحة» از اعمال حلب. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۱۷۷). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: فهرس االمؤلفین بالظاهریة. الدرر الکامنهٔ ابن حجر ج ۳ ص ۹۷. تاریخ علماء بغداد ابن رافع سلمی ص ۱۵۱. شذرات الذهب ابن عماد ج ۶ ص ۱۳۱. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۵۹۱. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۵۴۰. فهرست الخدیویة ج ۱ ص ۱۹۴. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۱۸. برنامج المکتبة العبدلیة ج ۱ ص ۱۰۳.
کلمات همقافیه با «علی شیحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر