معنی علی شابشتی
6 بازدید
[ عَ یِ بُ ] (اِخ) ابن محمد شابشتی. مکنی به ابوالحسن. وی ادیب و نویسنده بود و عزیز عبیدی صاحب مصر او را عهده دار کتابخانهٔ خویش کرد و وی را به ندیمی برگزید. او در سال ۳۸۸ یا ۳۹۰ هـ . ق. در مصر درگذشت. او راست: ۱- التوقیف و التخویف. ۲- الدیارات. ۳- مراتب الفقهاء. ۴- مکاتبات و مراسلات. ۵- الیسر بعدالعسر. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۰۲). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۹۹. فهرس المؤلفین بالظاهریة. وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۱ ص ۴۲۶. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۴۶۲ و ... ایضاح المکنون بغدادی ج ۲ ص ۳۵۱. مقدمهٔ کتاب الدیارات شابشتی نوشتهٔ کورکیس عواد. فهرس المخطوطات المصورهٔ سید ج ۲ ص ۶۴. هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۶۸۴. الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۴۳.
کلمات همقافیه با «علی شابشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر