معنی علی سپهسالار

معنی علی سپهسالار

6 بازدید
[ عَ یِ سِ پَ ] (اِخ) وی از سپهسالاران نصربن احمد سامانی بود و نصر او را بجنگ ماکان کاکی فرستاد و چون بخراسان رسید بر ماکان ظفر یافت و او را بقتل رساند و بکاتب خود گفت که شرح واقعه را به اختصار برای امیر نصر بنویس او نیز این عبارت را نگاشت «اما ماکان صار کاسمه». در تاریخ حبیب السیر حکایتی دربارهٔ تحمل علی سپهسالار در برابر نیش کژدم نقل شده است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۳۵۹ شود.
[ عَ یِ سِ پَ ] (اِخ) از سرداران ترکان خاتون مادر سلطان محمد خدابنده، و مشهور به دروغینی یا کوه دروغان. رجوع به علی دروغینی شود.

کلمات هم‌قافیه با «علی سپهسالار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید