معنی علی سمنانی
7 بازدید
[ عَ یِ سِ ] (اِخ) (خواجه...) وی از وزرای امیر تیمور گورکانی بود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۳۹۸ شود.[ عَ یِ سِ ] (اِخ) ابن محمدبن احمد سمنانی حلبی حنفی. مکنی به ابوالقاسم. فقیه و مورخ بود و در سال ۴۹۳ یا ۴۹۹ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- روضةالقضاة و طارق النجاة، که در ادب قضاء است. ۲- العروة الوثقی، در شروط. (از معجم المؤلفین از الفوائد البهیهٔ لکنوی ص ۱۲۳ و کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۱۳۳ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۲ ص ۹۹ و هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۶۹۴).
کلمات همقافیه با «علی سمنانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر