معنی علی سمرقندی
6 بازدید
[ عَ یِ سَ مَ قَ ] (اِخ) (دهقان...) مشهور به دهقان علی شطرنجی. رجوع به علی شطرنجی شود.[ عَ یِ سَ مَ قَ ] (اِخ) ابن اسحاق بن ابراهیم حنظلی سمرقندی. فاضلی است که سمعانی از او نقل میکند. وی تا حدود سال ۵۶۲ هـ . ق. میزیست. او راست: کتاب المشافهات. (از معجم المؤلفین از اللباب ابن اثیر ج ۱ ص ۲۱۲ و ایضاح المکنون ج ۲ ص ۳۰۵).[ عَ یِ سَ مَ قَ ] (اِخ) ابن عمر زبیبی سمرقندی. محدث است. و نیز رجوع به علی زبیبی شود.[ عَ یِ سَ مَ قَ ] (اِخ) ابن محمدبن اسماعیل بن علی بن احمدبن محمدبن اسحاق اسبیجابی سمرقندی. ملقب به بهاءالدین. رجوع به علی اسبیجابی شود.[ عَ یِ سَ مَ قَ ] (اِخ) ابن محمد قوشچی. رجوع به علاءالدین قوشچی شود.[ عَ یِ سَ مَ قَ ] (اِخ) ابن یحیی سمرقندی قرمانی حنفی. ملقب به علاءالدین. فقیه و مفسر و منطقی قرن ۹ هـ . ق. بود و در حدود سال ۸۶۰ هـ . ق. در لارنده از بلاد قرمان درگذشت. وی از شاگردان علاءالدین بخاری بوده است. او راست: ۱- تفسیرالقرآن، تا سورهٔ مجادله که در چهار مجلد است. ۲- حاشیه بر شرح شمسیه. ۳- حاشیه بر شرح مطالع. ۴- حاشیه بر شرح مواقف سید شریف. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۲۲۵ و هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۳۳).
کلمات همقافیه با «علی سمرقندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر