معنی علی سقاف

معنی علی سقاف

6 بازدید
[ عَ یِ سَ قْ قا ] (اِخ) ابن ابی بکربن عبدالرحمان سقاف علوی. ملقب به نورالدین. و در هدیةالعارفین نام او به صورت «علی بن ابی بکربن عبدالرحمان بن محمد باعلوی» آمده است. وی فقیه و صوفی و شاعر و تولد و وفات او در مدینه بود. (۸۱۸ - ۸۹۵ هـ . ق.). او راست: ۱- البرقة المشیقة فی الباس الخرقة الانیقة. ۲- الدر المدهش البهی فی مناقب الشیخ سعدبن علی. ۳- دیوان شعر. ۴- کتابی در علم میقات. ۵- کتاب النکاح. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون ص ۱۷۳۸ و هدیة العارفین ج ۱ ص ۷۳۸ و ایضاح المکنون ج ۱ ص ۱۷۷ و ۴۴۸ و الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۷۴ و کنزالبراهین جعفری ص ۷۰ و فهرس الفهارس کتانی ج ۱ ص ۱۸۰).
[ عَ یِ سَ قْ قا ] (اِخ) ابن شیخ بن محمدبن علی سقاف علوی. مشهور به ابن شهاب الدین. نسابه بود و در سال ۱۱۳۶ هـ . ق. در تریم از بلاد حضرموت متولد شد، و در سال ۱۲۰۳ هـ .ق. در شجر درگذشت. او راست: الشجرة العلیة، در ۱۴ جلد. (از معجم المؤلفین از اعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۰۶).

کلمات هم‌قافیه با «علی سقاف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید