معنی علی سفیانی
6 بازدید
[ عَ یِ سُ فْ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن خالدبن یزیدبن معاویةبن أبی سفیان اموی سفیانی. مکنی به ابوالحسن. وی از اصحاب علم و روایت و از بقایای بنی امیه در شام بود. در سال ۱۰۵ هـ . ق. متولد شد و هنگام مفاخرت میگفت «أنا ابن شیخی صفین» زیرا مادرش نوادهٔ علی بن ابی طالب (ع) و پدرش نوادهٔ معاویه بود. او در دمشق اقامت داشت و از اختلاف بین امین و مأمون عباسی استفاده کرد و خود مدعی خلافت شد و در سال ۱۹۵ هـ . ق. دمشق را تحت سلطهٔ خویش درآورد و حاکم أمین را از آنجا براند و دامنهٔ قدرت او تا «صیدا» گسترش یافت. و در اوایل سال ۱۹۸ هـ . ق. بر اثر حملهٔ ابن بهیس محمدبن صالح، رهبر قیسیة، وی و مسلمةبن یعقوب با لباس زنانه فرار اختیار کردند و پس از چندی علی سفیانی درگذشت. (از الاعلام زرکلی از خطط الشام ج ۱ ص ۱۸۳ و الکامل ابن اثیر ج ۶ ص ۸۲ و شذرات الذهب ج ۱ ص ۳۴۲ و النجوم الزاهرة ج ۲ ص ۱۴۷ و البدایة و النهایة ج ۱۰ ص ۲۲۷).
کلمات همقافیه با «علی سفیانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر