معنی علی سعدی
6 بازدید
[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن جعفربن علی سعدی صقلی. مشهور به ابن قطاع و مکنی به ابوالقاسم. رجوع به ابن قطاع و علی (ابن جعفر...) شود.[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن حجربن ایاس سعدی مروزی. وی محدث و حافظ و جهانگرد (رحال) و از مردم خراسان بود. در سال ۱۵۴ هـ . ق. متولد شد. و سفری بدمشق کرد و در نیمهٔ جمادی الاولی سال ۲۴۴ هـ . ق. در سن نودسالگی درگذشت. او راست: ۱- احکام القرآن. ۲- فوائد فی الحدیث. (از معجم المؤلفین از هدیة العارفین ج ۱ ص ۶۷۲ و تذکرةالحفاظ ذهبی ج ۲ ص ۳۳ و تاریخ دمشق ابن عساکر ص ۱۲ و الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۲۰).[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن سلیمان بن احمدبن محمد سعدی صالحی حنبلی مرداوی. مکنی به ابوالحسن و ملقب به علاءالدین. رجوع به علی مرداوی شود.[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان سعدی. مشهور به ابن قطاع و مکنی به ابوالقاسم. رجوع به ابن قطاع (ابوالقاسم علی بن جعفر...) و علی (ابن عبدالرحمان سعدی) شود.[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن جعفربن نجیح سعدی (از موالی طایفهٔ سعدی) بصری. مشهور به ابن مدینی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بصری شود.[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن قاسم سعدی حلبی رامی. رجوع به علی رامی شود.[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن قاضی سعدی. ملقب به علاءالدین. او راست: غایةالبیان و نهایةالتبیان فی تاریخ آل عثمان. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۱۹۱).[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن محمدبن عبداللََّه بن عبدالظاهربن نشوان جذامی مصری سعدی. ملقب به علاءالدین. وی ادیب و نویسنده و شاعر و کاتب دولت منصوریه بوده است. در سال ۶۷۶ هـ . ق. متولد شد و در چهارم رمضان سال ۷۱۷ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- المفاخرة بین السیف و الرمح. ۲- مراتع الغزلان فی وصف الغلمان. (از معجم المؤلفین از الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۷۱ و الدرر الکامنهٔ ابن حجر ج ۳ ص ۱۰۹ و کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۷۵۸).
کلمات همقافیه با «علی سعدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر