معنی علی سرخ
6 بازدید
[ عَ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیاه منصور، شهرستان بیجار. واقع در ۴۰هزارگزی باختر حسن آباد سوگند، و ۶هزارگزی شمال خاوری میدان. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر، و دارای ۳۳۰ تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات و لبنیات است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. و صنایع دستی زنان بافتن قالیچه و جاجیم است. و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ عَ سُ ] (اِخ) (پهلوان...) وی از مقربان پهلوان اسد خراسانی بود که در سال ۷۵۴ هـ . ق. بواسطهٔ اینکه در کرمان عصیان کرده بود با شاه شجاع جنگید. دشمنان پهلوان اسد خراسانی تصمیم گرفتند که وی را با زهر بقتل رسانند و برای اطمینان از نتیجهٔ سمی که ساخته بودند مقداری از آن را به این پهلوان علی سرخ خوراندند و وی پس از یک شبانه روز درگذشت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۳۰۷ شود.[ عَ سُ ] (اِخ) خوافی. مکنی به ابومسلم. وی در ملازمت سلطان ابوسعید بود و در فن کشتی گیری و تیراندازی مهارتی کامل داشت. ولی در مسابقه ای که با امیر عبدالرزاق در تیراندازی داد از وی شکست خورد. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۳۵۶ شود.
کلمات همقافیه با «علی سرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر