معنی علی سخاوی
6 بازدید
[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن اسماعیل بن ابراهیم بن جبارهٔ کندی محلی سخاوی مالکی. ملقب به شرف الدین و مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جبارة. رجوع به علی (ابن جبارة...) شود.[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن محمد سخاوی. مکنی به ابوالحسن. وی منسوب به «سخا» است و آن قریه ای است در مصر. او ابتدا بر مذهب مالکی بود سپس به مذهب شافعی گروید و در مسجدی در «قرافة» ساکن شد. و هنگامی که ابوالقاسم شاطبی به آن دیار آمد وی نزد او قرائت قرآن را با روایات مختلف خواند. سپس به دمشق رفت و حلقهٔ درسی در جامع دمشق تشکیل داد. یاقوت حموی گوید که این شرح حال را در سال ۶۱۹ هـ . ق. نوشتم در حالیکه این علی بن محمد در دمشق است و سنین کهولت را میگذراند. او راست: ۱- شرح المفصل. ۲- کتابی در تفسیر قرآن. ۳- الوحید فی شرح القصید، که منظور قصیدهٔ شاطبی است. (از معجم الادباء چ قاهره ج ۱۵ ص ۶۵ و چ مارگلیوث ج ۵ ص ۴۱۴).[ عَ یِ سَ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالصمدبن عبدالاحدبن عبدالغالب همدانی مصری. ملقب به علم الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علم الدین سخاوی شود.
کلمات همقافیه با «علی سخاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر